عکس_مطلب_داستان
نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت 9:23 توسط ابی
|
میعادگاه من و عشقم
نوشتههای پیشین
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی



برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی

برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی


تسلیت قطره ایست در برابر غم دریا گونه ی شما
از خداوند صبری عظیم برای شما و خانواده محترمتان خواستارم،امیدوارم غم آخرتان باشد.
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی
« تولدت مبارک عشقـــــــم
گرچه دوری زمن اما
در خیال من به من نزدیکی تر از هر زمانی »
برای روز میلاد تن خود من آشفته رو تنها نذاری
برای دیدن باغ نگاهت میون پیکر شبها نذاری
همه تنهاییا با من رفیقن منو د
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی
در مسیرش هر چه نازیباست آن تدبیر ماست
زندگی آب روانیست روان می گذرد
آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد!!
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی
و از میانشان میگذرد از بعضیها
بگذری و برای همیشه، تمامشان کنی! که:
این را یکروز خواهی فهمید
میفهمی تا
دیر نشده, نباید "رنجرا امتداد داد "
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی

پاییز فصل آزادی است
برگ ها به جای صرفا سبز بودن
می توانند زرد، قرمز، قهوه ای و نارنجی بودن را انتخاب کنند

برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی



برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی

برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی

باکم نیست از بی مهری پاییز و درخت
برای جان گرفتن
مرا عشق تو کافیست ...!
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی
دلم را برداشتم و سر قراری که با هم نداشتیم آمدم!
به امید اینکه شاید آمدنت اتفاق افتد!!
اما نشد...!
عشق را دست کم نمی گیرم.
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم...
هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم...
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره...
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی
ســـکوت اینکارو میکنه!
برچسب: سکوت,
نویسنده: کاوه پورعلی

برچسب:
نویسنده: کاوه پورعلی